آخرین ویرایش : July 6, 2012

ابوالحسن صدیقی

تحصیلات


محل تحصیل

مدرسه اقدسیه در تهران


غلامحسین تحصیلات ابتدایی و بخشی از تحصیلات متوسطه را در مدرسه اقدسیه گذراند.

مدرسه صنایع مستظرفه در تهران



شهر پاریس


پس از استعفای کمال‌الملک از مناسب خود به توصیه استاد برای تحصیلات تکمیلی به اروپا رفت. ابوالحسن، پس از سفر به چند کشور اروپایی در آخر حدود چهار سال در مدرسه‌ی عالی ملی هنرهای زیبای پاریس، زیر نظر آنژ البر به فراگیری مجسمه‌سازی پرداخت و ۱۶۰ تابلو در فاصله‌ بین دو جنگ جهانی کشید.


مناصب و مشاغل


عضو

انجمن آثار ملی در ایران

( از ۱۳۲۹ه.ش. )
او در سال ۱۳۲۹ به انجمن آثار ملی پیوست و به چهره‌نگاری مشاهیری چون سعدی، بوعلی سینا، فردوسی و حافظ پرداخت و مجسمه‌هایی نیز از این مشاهیر ساخت. 

مدرس

دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران


پس از مرگ کمال‌الملک در ۱۳۱۹ به دلایل نامعلومی مدرسه صنایع مستظرفه تعطیل شد. اما بعد از مدتی مدرسه دیگری به نام مدرسهٔ هنرهای زیبا وابسته به وزارت فرهنگ تشکیل شد صدیقی پس از مدتی سرانجام می‌پذیرد که در این مدرسهٔ جدید به تدریس بپردازد. این مدرسه بعد از تاسیس دانشگاه تهران تحت عنوان دانشکده هنرهای زیبا به کار خود ادامه می‌دهد و ریاست دپارتمان حجاری در این دانشکده به صدیقی سپرده می‌شود.


سایر موارد


نام استادان وی


تاریخ تولد ۱۲۷۳ه.ش.
تاریخ درگذشت ۱۳۷۴ه.ش.
محل تولد شهر تهران
محل درگذشت شهر تهران
ملیت کشور ایران
مدفن گورستان بهشت زهرا تهران

توضیحات بیشتر:

• پدرش میرزا باقرخان صدیق‌الدوله از اهالی نور مازندران بود. میرزا باقرخان صدیق‌الدوله سال‌ها قبل از تولد ابوالحسن به تهران آمد و در محله‌ عودلاجان ساکن شد که از محله‌های اعیان‌نشین تهران به شمار می‌آمد.
• او بدون داشتن استاد نقاشی و فقط بر اساس استعداد ذاتی خود در زمینه‌ نقاشی شروع به کشیدن نقاشی بر در و دیوار مدرسه کرد که اعتراض مسئولان مدرسه را در پی داشت. پدرش علاقه‌ای به نقاشی نداشت و آرزوهای دیگری برای او می‌پروراند، اما علاقه و استعداد بسیار وی به نقاشی و طراحی موجب شد که در سال آخر، مدرسه را رها کند و با دوستش علی‌محمد حیدریان نزد استاد کمال‌الملک غفاری برود.
• علاقه و استعدادی ذاتی، وی را به سمت مجسمه‌سازی می‌کشاند. در آن دوران مجسمه‌سازی تدریس نمی‌شد. بنابراین، ابوالحسن تصمیم گرفت در سال ۱۳۰۱ با وسایلی ابتدایی مجسمه‌ای گچی بسازد. او برای به دست آوردن اطلاعاتی نظری در زمینه‌ مجسمه‌سازی به مطالعه‌ کتاب‌هایی پرداخت که کمال‌الملک از اروپا آورده بود. او پس از ساخت چندین مجسمه‌ گچی دیگر و ۲ تا ۳ سال تجربه اندوزی، مهارت بسیاری به دست ‌آورد. از استاد خواست تدارکی ببیند تا مجسمه‌ای سنگی بسازد. کمال‌الملک به دلیل تجربه‌ کم ابوالحسن و نداشتن امکانات در ابتدا مخالفت کرد. سرانجام استاد راضی شد و هزینه‌ سنگ را تقبل کرد. کار ساخت مجسمه‌ سنگی در سال ۱۳۰۴ تمام شد. کمال‌الملک تصمیم گرفت، ابوالحسن و مجسمه را نزد احمدشاه ببرد. احمدشاه با دیدن کار وی ۵۰ تومان به کمال‌الملک داد و مبلغ ۲۰ تومان هم حقوق ماهیانه برای ادامه‌ کارهای ابوالحسن در نظر گرفت. پس از آن کمال‌الملک سرپرستی کارگاه را به صدیقی ‌سپرد.
• او پس از تحصیل و مدتی اقامت در اروپا در اسفند سال ۱۳۱۲ به میهن خویش بازگشت. مدتی نگذشت که با دختر خاله‌ خود قدرت السادات میرفندرسکی ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد.
• وی با دوست قدیمی خود علی‌محمد حیدریان مدرسه‌ هنرهای مستظرفه را دوباره دایر کرد. مدتی نیز در مدرسه‌ هنرهای زیبا وابسته به وزارت فرهنگ تدریس کرد. این مدرسه بعد از تأسیس دانشگاه تهران عنوان دانشکده هنرهای زیبا را گرفت و ریاست بخش مجسمه‌سازی به صدیقی سپرده شد.
• صدیقی در سال ۱۳۴۰ پس از بازنشستگی از دانشگاه تهران به ایتالیا رفت و توانست مجسمه‌های ماندگاری مانند مجسمه‌ نادرشاه، فردوسی و  خیام را در آنجا بسازد که امیرکبیر آخرین مجسمه او بعد از ۳۳ سال در تاریخ ۱۹ مهر سال ۱۳۸۹ به همت شهرداری به تهران آورده شد و در پارک ملت قرار گرفت.
• صدیقی در سال‌های پایانی عمر خود به ایران بازگشت. سال ۱۳۷۰ کمیسیون ملی یونسکو در ایران از آثار صدیقی عکس‌برداری کرد و در سال ۱۳۷۳ کتابی در این زمینه منتشر کرد. صدیقی یکسال بعد از انتشار کتاب درگذشت.
• بزرگداشتی برای او برگزار و سفارش ساخت مجسمه‌ای از او به فرزندش فریدون صدیقی داده شد که این تندیس در دانشکده هنرهای زیبا قرار دارد. تندیس دیگری هم در سال ۱۳۸۸ از این هنرمند در جزیره کیش در قطعه‌ گذر هنرمندان برپا گردید.


done in 0.0552 seconds